مشغله های کاری، هزینه های زیادو کمبود وقت یا عدم حوصله برای رفتن به مسافرت های چند کیلومتری و یا تکراری شدن مناطق شمالی کشورمان، بسیاری از پایتخت نشینان را تشویق میکند تا برای اوقات فراقت و گردشگری در طبیعت، در قالب پیک نیک های نیمروزه پارک های عمومی با امکانات متنوع رفاهی_تفریحی را انتخاب کنند که در میان گزینه های متعدد ما اینجا به سراغ گردشگری در پارک ساعی تهران میرویم.
تاریخچه پارک ساعی

در روزگاران قدیم زمین 30 هکتاری بود که از میدان ونک آغاز میشد تا به ولیعصر و در نهایت عباسآباد میرسید، اما با گذر زمان توسط اشخاص مختلف مورد تجاوز قرار گرفت تا در اخر 12 هکتار از آن باقی ماند.
زمین باقیمانده با توجه موقعیت خوب اقلیمی که داشت در سال 1324 درختکاری شد و در اختیار وزارت کشاورزی قرار گرفت. در سال 1329 (با توجه با هوای پاکیزه تهران!) برای ایجاد کمربند سبز تنفسی توسط مهندس کریم ساعی (وی متولد1289 شهر مشهد بود که برای تحصیل به تهران سفرکرد و در سال 1310 در مقطع کارشناسی فارق التحصیل شد. در اخر به پاس زحمات ایشان مجسمه وی را در حالت نشسته در پارک درست کردند و اسم ایشان را نیز بر روی باغ نهادند). پس از اعلام نوسازی شهر در سال 1336، مسوولیت این زمین از وزارت کشاورزی به شهرداری انتقال یافت. درسال 1342 طراحی آن توسط مهندس محجوبی آغاز شد و این پروژه بعد از مدت 10 سال (یعنی در سال 1352) به سرانجام رسید.
طراحی پارک ساعی
طرح اولیه این زمین جنگلی بود که از طبیعت و شیب ان به صورت پلکانی استفاده شده بود و شباهتی به پارک های مدرن نداشت (چون فارق از امکانات رفاهی مثل نیمکت و... بود)، مهندس محجوبی طراحی اسلیمی (حفظ اختلاف سطح و استفاده نکردن از پله برای حفظ رئالی بودن آن و هم چنین عبور و مرور آسان برای سنین مختلف جامعه) را برای این زمین انتخاب کرد، و با توجه به قدمت آن و بودجه کمی که به این کار اختصاص یافت میتوان از این پارک با عناوین اولین پارک مدرن و ارزانترین پارک تهران نیز یاد کرد.
سنگ های مورد استفاده در طراحی این پارک از جاجرود تهیه شدند.
قسمتی از پارک را برای نگه داری پرندگان آبی به شیوه باغ های ژاپنی طراحی کردند که به باغ ژاپنی ملقب است.
این پارک 6 ورودی دارد و از غرب به خیابان ولیعصر و از شرق به به وزرا منتهی میشود.
پوشش گیاهی
بیش از 17 گونه گیاهی در این منطقه شناسایی شده اند که شامل چنار، کاج تهران، سروتبری، سرو نقرهای، سروبادبزنی، برگ بو، افرا، نارون، سدروس، ماگنولیا، یاس وحشی، ژنیگو، زالزاک، گردو و سیب میشوند.
حیوانات در پارک ساعی

شاید هر بار که به آنجا بروید کودکانی را ببینید که برای اردوی تفریحی-اموزشی از مجسمه های دیدنی حیوانات که نام هرکدام کنارش نوشته شده بهره میبرند. اما حیوانات واقعی هم هستند مثل خرگوش، غاز، اردک، مرغابی، لاک پشت، قو، مرغلبی وحشی، سنجاب، طوطی وحشی و طاووس (خلاصه باغ وحشی است برای خودش اما به صورت رایگان!) در این پارک دیده شدند.
سرگرمیهای پارک ساعی
مثل همه ی پارک های عمومی دیگر میتوانید از وسایل ورزشی قرار گرفته در پارک استفاده کنید، یکی از مکان های محبوب نوجوانان و کودکان زمین اسکیت این پارک است. با توجه به مسیر های عریض دوچرخه سواری و بدمینتون را در یک محیط سرسبز به شما پیشنهاد میکنیم. فضای بسته برای فوتبال دستی هم میتواند انتخاب شما برای سرگرمی و خوشگذرانی با دوستانتان باشد.
در شمال پارک فرهنگسرایی برای بانوان عزیز قرار دارد تا از کلاس های متنوع اموزشی، کتابخانه سرو، و امفی تئاتری یا ظرفیت 700 نفر استفاده ببرند.
اگر شما ساکن تهران هستید و علاقهی زیادی به گردش دارید اما به علت مشغله زیاد، کمبود وقت و کمبود حوصله برای طی کردن مسافت زیاد به دیدن جاذبههای خارج از شهر نمیروید یا حتی اگر راهنمای توریستی هستید که قصد دارید از جاذبههای پایتخت عزیزمان فخر بفروشید، درهر صورت یکی از پیشنهادهای ما (و صدالبته ساکنین تهران) به شما پارک جمشیدیه میباشد.
تاریخچه جمشیدیه
در زمان حکومت قاجار املاک زیادی در منطقه نیاوران تهران، متعلق به خاندان بزرگ و ثروتمند دولو بود. شخص مهندس جمشید دولو (این اسم براتون آشنا نیست؟ درسته! ایشون مالک اصلی زمین جمشیدیه بودند) زمین 69 هزار مترمربعی خود را به فرح پهلوی بخشید. در ابتدا تصمیم بر این بود که خانهی سالمندان در آنجا احداث شود اما در نهایت با عنوان پارک عمومی در سال 1365 ساخته شد و در اختیار همگان قرار گرفت. طراحی این پارک درجه یک، توسط معمار ایرانی بنام و صاحب سبک آن دوره به اسم کامران طباطبایی دیبا (طراح فرهنگسرای نیاوران، موزه هنرهای معاصر تهران، فرهنگسرای دانشجو و فرهنگ شفق) صورت گرفت.
بوستان فردوسی

این پارک تابحال دوبار بازسازی شده است. یکبار حدود 16 هکتار به وسعت ان اضافه شد که به پاس یادبود شاعربزرگ پارسی زبان اسم آن را فردوسی گزاشتند. جذابیت های بوستان فردوسی با کف پوش های تماما سنگ با محوطه اصلی به رقابت میپردازد.
اطراف بوستان جمشیدیه
این پارک چهار ورودی دارد که از شمال به کوهی به نام کلکچال، از سمت شرق به خیابان جمشیدیه، از جنوب به باغ دولو و از غرب به جاده کلکچال وصل میشود.
محیط توپوگرافیک بوستان جمشیدیه
این پارک که حدود 10 هکتار مساحت دارد و ارتفاع آن نسبت به دریا 1820 تا 2100 میباشد، به علت قرار گرفتن در شمال تهران و نزدیکی به کوههای شمال تهران از سرسبزترین، خوش اب و هوا ترین و با صفاترین مناطق (خلاصه همه چی تموم!) به شمار میآید و با وجود آب و هوای خوب درهر فصلی از سال جذابیتهای خودش را دارد.
گیاهان و حیوانات در پارک جمشیدیه
این بوستان شامل گونه های مختلف درخت اعم از نارون، چنار، اقاقیا، زبان گنجشک، بیدمجنون، سرو، بلوط و هم چنین درختان میوه مثل زردآلو، سیب، گلابی و گیلاس (کارخونه تصفیه کننده ی هوای تهران محسوب میشوند برای خودشان! ) میباشد. در دریاچه میان پارک مرغابیها و اردکها شناور هستند. گفته میشود بیش از 60 گونه پرنده در بوستان جمشیدیه سکونت دارند.
آپشن های پارک جمشیدیه
از جمله مواردی که موجب محبوبیت این پارک شده علاوه بر سرسبزی و طراحی زیبا امکان استفاده رایگان برای همهی مردم در سنین و اقشار مختلف میباشد.
ابشارهای مصنوعی با پوشش سنگی به جذابیت های آن بخشیده است.
دریاچه با آب نماهای گوناگون و امکاناتی چون آلاچیق و امکانات تفریحی شمارا از انتخاب این پارک مسرور نگه خواهد داشت.
یکی از دورنماهای زیبای تهران در اینجا قرار دارد. درست است تهران هوای آلودهای دارد اما تماشای آن از دور خالی از لطف نیست.
به علت کف پوش های سنگی طراحی منحصر به فردی پیدا کرده است به طوری که به بوستان جمشیدیه بوستان سنگی نیز میگویند.
گردشگری در پارک جمشیدیه

با وجود فضای سرسبز این محیط بسیاری از کوهنوردان این مسیر را برای فتح قله کلکچال انتخاب میکنند. در ابتدای ورود به بوستان گذرگاه سنگی به چشم میخورد که از دو طرف با درختان بلندی محاصره شده و فضای فوق العاده ای را برای پیاده روی (والبته عکاسی) برای گردشگران مهیا کرده است. بعد از عبور از 600 پله سنگی به بوستان سنگی میرسید، موزه های سنگی و مجسمه هایی با طرح های مفهومی و انتزاعی، نیمکت ها، بخش های تزیین شده با گل کاری و درخت کاری فضای مطلوبی را برای گردشگران مهیا ساخته است.
حالا چرا ساواشی؟
شاید ذهن شما بار اول با شنیدن این اسم به ژاپن سفرکند اما اگر کمی با زبان آذری آشنا باشید متوجه اشتباه خود میشوید. در زبان شیرین آذری، ساواشی به معنای برخورد، رودررو شدن، نزاع و درگیری می باشد. شاید باریک بودن مسیر عبور و برخورد مردم هنگام عبور از تنگه علت انتخاب این اسم باشد(!).
کجا هست این بهشت گمشده؟
این منطقه فوق العاده در 17 کیلومتری شهر فیروزکوه قراردارد به طوری که از سمت تهران که به دماوند حرکت میکنید خروجی به سمت چپ شمارو به روستای جلیزجند (از توابع مرکزی شهرستان فیروزکوه) میرساند، بعد از ورود به روستا و طی کردن حدود 9 کیلومتر در جاده ای که از دو طرف در دشت و جوی های پر از آب زلال (خلاصه پر از صفا!) قرار دارد، پیاده روی تنگه ساواشی شروع میشود.
توصیف منطقه
رودخانه ی سرچشمه گرفته از کوه های ساواشی از محلی عبور میکند که با صخره هایی به ارتفاع 100 متر احاطه شده است. فاصله ی اندک بین صخره ها دو تنگه به نام واشی و سا را ایجاد کرده است. با توجه به نزدیکی صخره ها به هم و همگنی سنگ های آن ها بنظر میرسد شکل گیری تنگه ناشی از گسل میباشد. پس از گذر از تنگه اول (همان واشی خودمان) به طول 300 متر که طولانی تر، باریک ترو عمیق تر از تنگه بعدی است (در شرایطی که عمق آب در بعضی جاها به کمر افراد میرسد!)، وارد دشت ساواشی میشوید. پس از 1700 متر پیاده روی (و البته عکاسی که حتما در این مکان سرسبز از خودتان دریغ نمیکنید)، به تنگه دوم ملقب به سا میرسید. اما جاذبه های این منطقه تمامی ندارد! پس بعد از طی کردن حدود 800 متر (به سلامتی) به آبشار 15 متری این دره زیبا میرسید که در حوضچه ای به مساحت 50 و عمق 1 متر سرازیر میشود.
ارزش تاریخی فرهنگی تنگه

در زمان فتحعلی شاه با دستور او سه شخص به نام های حجاز باشی، نقاش باشی و معمارباشی مسوول ساخت کتیبه هایی میشوند. ساخت کتیبه ها به گونهای حرفهای انجام شده که از تابش آفتاب و بارش باران در امان اند (اما از حکاکی های انسانی در امان نماندند!). یکی از از این کتیبه ها در ابعاد 6در7 متری که تصویر روی آن روایت کننده صحنه شکار پسران و نوادگان آن شاه همراه با اسب و نیزه هایشان است در تنگه اول قرار دارد.
دره شیرز دارای طبیعتی بکر و رودهای روان با آب فراوان، صخرههای تند و تیز است. محیط توپوگرافیک این ناحیه از کوههای مرتفع و درههای نسبتاً عمیق با وضعیت اقلیمی سرد و کوهستانی در فصل پاییز و زمستان و معتدل در فصل تابستان برخوردار است. پوشش گیاهی قشنگ و فرسایش سنگها و کوهها چهره خاصی به این دره داده که در مجموع آن را به محیطی دیدنی و جذاب تبدیل کرده و توجه همه را به این منطقه جلب کرده است. پس از جمله دیدنی هایی که حتما توسط هر لرستانی برای بازدید آن تشویق میشوید تنگهی شیرز میباشد (خب کنجکاو شدید؟بریم برای جزئیات این منطقه دیدنی).
مکان تنگه شیرز
در فاصلهی 50 کیلومتری شهرستان کوهدشت (خیلی نزدیک نیست! ولی ارزشش را دارد حداقل یکبار از آن دیدن کنید) درست در محل تلاقی سه استان کرمانشاه، ایلام و لرستان در منطقه ای که اولاد قباد نام دارد تنگه ای با قدمت چند میلیون ساله در رشتهکوه های زاگرس میدرخشد که محوطه های باستانی از عهد حجر و حتی آثاری از غارنشینی را در دل خود دارد. در طول 5 کیلومتری این تنگه رودخانه ای جاری است که در دهانه ورودی به رودخانه سیمره میپیوندد. دیواره هایی با ارتفاع 150 تا 200 متر و ساختار زمین شناسی شگفت انگیز، آن را به گرندکیون ( درهای در ایالت آریزونای آمریکاست که رود کلرادو از میان آن میگذرد) ایران معروف کرده است.
تحلیل زمینشناسی تنگه شیرز

فسیل های ایجاد شده از نرم تنان در سنگ های دیواره های آن نشاندهنده ی قدمت آن ها که مربوط به دوره سوم زمین شناسی به نام مزوزوییک است میباشد. همچنین در میان دره شیرز ستونی وجود دارد که در طی میلیونها سال به دست باد و زلزله بوجود آمده و ارتفاع این ستون از کف صخره تا سر آن ۸۰ متر و قطر آن ۱۰ متر است و به مناره سنگی مشهور است. شیب و بلندی های دره شیرز در جاهای مختلف فرق دارد، مثلا با ارتفاع کمتر از 10 متر در نزدیکی روستای گدارگه شروع میشود و در پرتگاه هفت رک (با عمق 150 تا 200 متر! بیخود نیست که بهش میگن پرتگاه) و در انتهای دره به اوج میرسد.
اخرش کجاست؟
اگر در مقابل این همه زیبایی تاب اوردید و تا آخر تنگه رفتید به غار زیبای پل خدا می رسید. طول این غار 150 متر است و رود خانه ای کم عمق در میان آن عبور میکند (اما آب به شدت خنکی دارد!).